نگاهی گذرا به زندگی علامه محمد تقی جعفری

استاد محمدتقی جعفری در سال 1304 شمسی در شهر تبریز دیده به جهان گشود و در دامن مادری عفیف و با سواد و پدری مهربان، متقی و معروف به صفا و صداقت پرورش یافت.

استاد می گوید: (من از پیرمردهای تبریز شنیدم که از پدرم دروغ شنیده نشده، این را از پدرم پرسیدم.

 

گفت: بله، یادم نمی آید از سن بلوغ به این طرف دروغ گفته باشم.)1

تحصیلات علمی

 

علامه محمدتقی جعفری دوره ابتدایی را در مدرسه اعتماد تبریز گذراند، امّا به دلیل مشکلات مالی نتوانست درس را ادامه دهد و به ناچار ترک تحصیل کرد; لکن با دیدن یک خواب، سرنوشت او به سمت دیگری هدایت شد.

او می گوید: (شبی در حال خواب شعری را به عربی می خواندم، صبح پدرم گفت: محمدتقی دیشب در خواب چه می گفتی؟ من خواب خود و معنی شعر را تعریف کردم و گفتم مضمون آن شعر این بود: دست روزگار بریده باد که چنین حوادثی را برای من پیش آورد که نتوانستم به مرادم در علم برسم. از این مطلب، پدرم بسیار متأثر شد و گفت: شما بروید به درس هایتان برسید، خداوند روزی رسان است. بعد از این بود که دوباره به مدرسه طالبیه رفتم. آن موقع اواخر جنگ بود ووضع معیشتی طلبه ها خیلی بد بود، لذا نصف روز را کار می کردم و نیمی از روز به تحصیل مشغول می شدم.)2

وی به دلیل علاقه مندی اش به علم و دانش و با نظر پدر وارد حوزه علمیه تبریز شد و در آن جا به فراگیری علوم حوزوی ادامه داد. و سپس برای ادامه تحصیل به تهران عزیمت کرد و در مدرسه مروی ساکن شد و نزد آیةالله تنکابنی (پدر مرحوم فلسفی) به فراگیری مکاسب و کفایه پرداخت و کتاب منظومه ملا هادی سبزواری و بخشی از اسفار ملاصدرا را نزد فیلسوف و عارف نامی میرزا مهدی آشتیانی گذراند.

پس از آن وارد قم شد و از محضر آیةالله صدوقی، عبدالصمد خوئی و شیخ مهدی مازندرانی و شیخ محمدتقی زرگر تبریزی بهره مند گردید. مدتی نیز در درس امام خمینی (ره) حاضر شد. او می گوید: (یادم هست روز اول که وارد شدم، ایشان آیات آخر سوره حشر را تفسیر می کردند. درس های ایشان از نظر عرفانی خیلی اوج داشت، سیمای امام خمینی نشان می داد که از مواهبی برخوردار است که دیگران از آن ها بی بهره اند.)3

علامه جعفری پس از چند سال تحصیل علوم حوزوی در قم در سال 1365 هجری قمری راهی نجف اشرف شد و حدود یازده سال از محضر حضرات آیات: سید عبدالهادی شیرازی، شاهرودی، خوئی و حکیم ـ رحمت الله تعالی علیهم ـ بهره برد. ایشان می گوید: (دوران نجف به ما بسیار خوش گذشت از نظر طلبگی. آن موقع طلبه های بسیارکاری و زحمت کش و اساتید خوب در نجف بودند. انصافاً از نظر استاد ذره ای کمبود نداشتیم.)4

پس از آن، استاد مجدداً به قم بازگشتند. وی می گوید: (به خدمت آیةالله بروجردی رسیدم و ایشان فرمودند که بمانید قم و درسی را شروع کنید. به ایشان عرض کردم که اگر اجازه می فرمایید یا تهران بروم یا مشهد. ایشان ما را مخیر کرده و فرمودند: بسیار خوب، هر کجا میل دارید بروید و اقامت کنید.)5

ایشان پس از یک سال اقامت در مشهد به تهران عزیمت کرد و به تدریس، سخنرانی و تألیف پرداخت.

مقام علمی

درباره مقام علمی علامه محمدتقی جعفری همین بس که در بیست و سه سالگی از آیةالله شیرازی و (در سن بیست و هشت سالگی از آیة الله میلانی ـ رحمة الله علیهما ـ اجازه اجتهاد دریافت کرد)6، در حالی که هیچ اقدامی برای دریافت آن نکرد و حتی هیچ اطلاعی در مورد آن نداشت.

مکاتبه و گفت گو با دانشمندان غربی

استاد علامه محمدتقی جعفری در مدت حضورش در نجف اشرف با افکار دانشمندان غربی آشنا شد و سعی کرد تا با بسیاری از آنان همانند: برتراند راسل، پرفسور یانگ، دکتر جووانی درمه ایتالیائی، دکتر پیکت انگلیسی، روزنتال آلمانی و… مکاتبه و یا گفت گو کند و از دانسته های آنان بهره مند شود.

حضور در دانشگاه

پس از استقرار حضرت علامه در تهران وی با تکیه و اصرار آیةالله شهید مطهری و مرحوم آیتی، در دانشگاه های تهران، شهید بهشتی، صنعتی شریف و بعضی از دانشگاه های مراکز استان ها به سخنرانی های علمی پرداخت که مورد استقبال شدید اساتید و دانشجویان قرار گرفت. (البته آن موقع با سخت گیری های بسیاری برای سخنرانی در دانشگاه روبرو بودیم، چه در دانشگاه تهران و چه در دانشگاه ملی آن موقع (شهید بهشتی) و چه در دانشگاه صنعتی شریف. در دانشگاه های، اصفهان، تبریز مشهد، اهواز و شیراز تقریباً مکرر سخنرانی داشتم.)7

مباحث مهم روز مانند: فلسفه از دیدگاه اسلام، جامعه شناسی، روان شناسی از دیدگاه اسلام، رابطه اخلاق و دین، رابطه علم و دین، فلسفه زندگی، رابطه حقیقت و علم، رابطه طبیعت و ما وراءالطبیعه و بسیاری مباحث دیگر، از جمله سخنرانی های استاد در دانشگاه های مختلف بود که به زیور طبع آراسته شده است.

کرسی درس

استاد محمدتقی جعفری در زمانی کوتاه به دلیل علم و تقوا و اخلاق و تواضعی که داشت، در میان دانشجویان و اساتید دانشگاه جایگاهی رفع پیدا کرد. از این رو از وی دعوت شد تا به تدریس فلسفه بپردازد. ایشان که خود به فعالیت های طلبگی بسیار علاقه مند بود از پیش نهاد تدریس استقبال کرد و تا پایان عمر با برکت خود به تدریس معارف اسلامی (منطق، فلسفه، فقه و اقتصاد) پرداخت و شاگردانی فاضل به جامعه علم و دانش تقدیم کرد.

دانشجویان و اساتید علوم اسلامی همواره برای دست یازیدن به پاسخ علمی و حل مشکلات و شبهات خود، از وجودش بهره مند می شدند و حتی برای دریافت پاسخ به منزل محقر وی می رفتند. ایشان نیز با آغوش باز از آنان استقبال می کرد.

علاقه مندی به فراگیری فلسفه غرب

استاد محمدتقی جعفری پس از فراگیری فلسفه اسلامی بر آن شد تا با فلسفه غرب نیز آشنا شود. ایشان در این زمینه می گوید: به طور کلی این روحیه را من در تبریز در خودم دیدم. این روحیه حکمت گرایی و شناخت جهان و انسان در ذهن من شکوفا شده بود با این که آن موقع از نظر درسی در سطح پایینی بودم، اما بعد کم کم تشدید شد. یکی از عواملش این بود که من بی اعتنایی عجیبی می دیدم از اشخاصی که از غرب به شرق می آیند و جوان های شرق که مثلاً از ایران و عراق به غرب می روند و به تمامی هویت فرهنگی ما بی اعتنا می شوند; من با خودم می اندیشیدم که مگر در غرب چه به این ها می دهند که این طور بی اعتنا می شوند.

گویا این ها ابن رشد، ابن سین، فارابی، ابو ریحان، زکریای رازی، میرداماد، ملاصدر، مولوی، سهروردی و صدها دانشمند مکتشف مانند شیخ موسی خوارزمی، جوزجانی و فرغانی نداشتند. این قضیه، شوق علامه را دوچندان کرد تا به بررسی بیشتر فلسفه غرب بپردازد.8

ویژگی های اخلاقی

1 ـ برخورد های آموزنده

یکی از ویژگی های اخلاقی استاد محمدتقی جعفری، برخورد آموزنده او بود. ایشان در هر صحنه سعی بر آموزش و پرورش روح پاک داشت. اگر می توانست، به طور مستقیم مطالب خود را بیان می کرد و اگر امکان نداشت، به طور غیر مستقیم حقایق را آموزش می داد.

روزی استاد در راه بازگشت به منزل خود متوجه شد که دزدی از منزلش قالی را برداشته و می رود. او دزد را تعقیب کرد تا این که دزد به سرای بوعلی در بازار تهران رفت و مشغول فروختن قالی شد. لحظه ای مقابل حجره درنگ کرد، آن گاه پیش رفت و قالی را از صاحب حجره خرید و از فروشنده (دزد) تقاضا کرد قالی را تا منزلش حمل کند، دزد نیز پذیرفت. وقتی به منزل استاد رسید به اصل قضیه پی برد و از استاد معذرت خواهی کرد، امّا استاد بدون آن که به رویش بیاورد به وی گفت: من ندیدم تو از خانه من قالی را دزدیده باشی، من فقط قالی را از تو خریدم.9

2 ـ تواضع

یکی از اسرار موفقیت علامه در عرصه های مختلف علمی و اجتماعی، تواضع ایشان بود. این صفت زیبا موجب محبوبیّت او در میان طلاب، دانشجویان و حتی اساتید دانشگاه شده بود و او را از دیگر استادان ممتاز می ساخت.

دکتر عبدالله نصری درباره استادجعفری می گوید: (از بارزترین ابعاد وجودی استاد جعفری، خصوصیات اخلاقی ایشان است. از جمله ویژگی های اخلاقی ایشان، تواضع و فروتنی است. این تواضع در موارد فراوانی باعث شده است که ایشان شناخته نشود و یک انسان معمولی تلقی گردد. ایشان در برخورد با همه افراد از شخصیت های فکری گرفته تا افراد معمولی، فروتنی دارد.)10

(من تواضع للّه رفعه اللّه11; هر کسی برای خدا تواضع کند خداوند مقامش را بالا می برد). هرچه مقام علمی و اجتماعی استاد بالاتر می رفت، تواضع او بیشتر می شد. به همین دلیل هرگاه مردم او را می دیدند، به ایشان اظهار علاقه و ارادت می کردند.

تواضع کند هوش مند گزین

نهد شاخ پر میوه سر بر زمین

تواضع سر رفعت افرازدت

تکبر به خاک اندر اندازدت

آیةالله سبحانی می گوید: (استاد با وجود معلومات سرشار، فردی متواضع و در مجلس أنس، مجلس آرا و در محافل ادب، شمع محفل بود. زندگی او زندگی یک عارف وارسته و از نظر اخلاق کاملاً متواضع و فروتن بود. پیوسته احترام اکابر را در نظر داشت و از تحقیر علمی بزرگان ناخرسند بود.)12

وقتی استاد برای دیدار با علامه سمنانی مازندارنی به سمنان رفت، افراد فراوانی برای استقبال از او به ایستگاه راه آهن آمده بودند. هم زمان با پیاده شدن استاد از قطار، روحانی دیگری نیز از قطار پیاده شد. استاد می گوید: (ایشان شکل و هیکل خیلی جالبی داشت، مردم ریختند به طرف او و گفتند: برای سلامتی علامه جعفری صلوات بفرستید. به رفقا گفتم: خوب شد، بلایی رسیده بود ولی به خیر گذشت.)

وی می گفت: (اگر کسی پس از مرگ در مورد من غلوّ کند، از او راضی نیستم)13 و این همه بیان گر تواضع این استاد فرهیخته است.

3 ـ ساده زیستی

علامه در ساده زیستی شهره آفاق بود. وی در جنوب تهران خانه ای قدیمی و فرسوده داشت. این خانه ساده افراد زیادی از طلاب، دانشجویان و مردم مؤمن و علاقه مند به ایشان را پذیرا بود.

وی لباس های بسیار معمولی می پوشید و در میان مردم زندگی می کرد. در دانشگاه نیز در کنار دانشجویان بود و احساس استاد و شاگردی در میانشان نبود.

مرحوم علامه می گوید: (روزی از کلاس درس خارج شدم و خسته بودم. دانشجویی سؤالی کرد ـ من برخی اوقات وقتی که خسته بودم عذرخواهی می کردم و جواب را به وقت دیگری موکول می نمودم ـ ولی آن روز چون دیدم مسئله حیاتی دارد، با این که بسیار خسته بودم، همان جا روی موزاییک نشستم و به سؤال او گوش دادم و با تحمل پاسخ دادم.)14

این رفتار استاد به قدری اثر مثبتی داشت که مرحوم استاد فرمودند: این دانشجو برایم نوشته بود که: (آن نشستن شما بر روی موزاییک، شلاقی بر اسب من بود که پس از بیست سال هنوز می دود، من این نامه را نگه داشتم.)15

علامه جعفری و جوانان

فرزند علامه جعفری درباره نحوه ارتباط او با جوانان می گوید: تا جایی که به خاطر دارم، همواره منزل ما محل رفت و آمد جوانانی بود که پیوسته با روی گشاده و استقبال صمیمانه استاد مواجه می شدند. رابطه ایشان با جوانانی که بعضاً با انبوهی از سؤالات و مشکلات فکری نزدشان می آمدند، بسیار دوستانه و بی تکلف بود. وی در ادامه می گوید: (ممکن است قرار گرفتن آنان در این فضای ملاقات و گفت وگو با توجه به معصومیّت و استعدادی که در این سنین دارند، اثری مثبت داشته باشد. شیوه گفت وگوی ایشان با جوانان بسیار متفاوت بود. با این قشر بسیار بشاش و گشاده رو رفتار می کردند و در دیدار با آنان مزاح می کردند و علی رغم القای مطالب و پاسخ به سؤالات آنان، روحیه مفرّح و نشاطشان را نیز حفظ می کرد.)16

علامه به جوانان سفارش می کرد: (از مطالبی که در سطح جامعه پخش می شود، بدون تحقیق نگذرند. باید سؤال کردن را جدی بگیرند و بر تحقیقات خود بیفزایند. باید بدانند که اگر جنبه معنوی نداشته باشند، تفکرات و تلاش هایشان ناقص خواهد ماند. دانش آموزان دبیرستان ها باید برای خودشان (خانه فرهنگ) تشکیل دهند و هفته ای چند ساعت را صرف سازندگی روح و نفس تکاملی خود کنند. باید مرتب تمرین سؤال کنند و پی به عظمت سؤال ببرند و همیشه دنبال پاسخ سؤال های خود باشند….)17

آثار علمی

علامه محمدتقی جعفری در کنار تدریس، به تألیف و تحقیق نیز همت داشت. وی آثار گران سنگی از خود به یادگار گذاشته است که در این بخش به برخی از آن ها اشاره می کنیم:

1 ـ الأمر بین الأمرین: این کتاب برگرفته از درس های آیة الله خوئی است که در سال 1371 هجری قمری در نجف به چاپ رسید.

2 ـ جبر اختیار: این کتاب در سال 1344 شمسی در ایران به زیور طبع آراسته شد.

3 ـ رضاع: این کتاب درس خارج فقه آیةالله عبدالهادی شیرازی است که در سال 1373 هجری قمری در نجف به چاپ رسید.

4 ـ ارتباط انسان و جهان: پایه این کتاب در نجف گذاشته شده، ولی در ایران نگارش یافت و در سال 1378 هجری چاپ شد.

5 ـ وجدان.

6 ـ آفرینش انسان.

7 ـ علم در خدمت انسان.

8 ـ اخلاق و مذهب.

9 ـ فیزیک و متافیزیک.

10 ـ رابطه علم و حقیقت.

11 ـ نیایش حسین در عرفات.

12 ـ منافع فقه.

13 ـ انسان از دیدگاه قرآن.

14 ـ نگاهی به امام علی (ع).

15 ـ ایده آل زندگی و زندگی ایده آل.

16 ـ مولوی و جهان بینی.

17 ـ فلسفه و هدف زندگی.

18 ـ تفسیر، نقد و تحلیل مثنوی.

19 ـ تفسیر نهج البلاغه.

نعره زد عشق که خونین جگری پیدا شد

حسن لرزید که صاحب نظری پیدا شد

آرزو بی خبر از خویش به آغوش حیات

چشم وا کرد و جهان دگری پیدا شد


رحلت

مرحوم استاد علامه محمدتقی جعفری، این سالک راه خدا و مجسمه اخلاق و تواضع، پس از 73 سال عمر با برکت، در حالی که آثار ارزش مند و وزینی در حوزه های تفسیر قرآن، نهج البلاغه، فلسفه و کلام و فقه از خود به یادگار گذارد و شاگردان دانشمند و فاضل بسیاری از میان دانشجویان و طلاب تقدیم جامعه کرد، در ساعت 5/10 صبح به وقت لندن در روز دوشنبه 25 آبان ماه 77 در یکی از بیمارستان های این شهر دار دنیا را وداع گفت و به سوی دوست پرواز کرد.

پی نوشت ها:

1. کیهان فرهنگی، شماره 7، سال 1363.

2. همان.

3. آفاق مرزبانی، ص15.

4. کیهان فرهنگی، همان.

5. همان.

منتشر شده در: مجله با معارف اسلامی آشنا شویم - سال 1382- شماره 54- صفحه 126

کتاب ها و تالیفات