مواردی از مشورت پیامبر اسلام با یاران

« جـنگ بـــدر »
استشار رسول الله الناس فس الاسارى يوم بدر  
پيامبر (ص) در بيابان سوزان بدر پيش از رسيدن سپاه قريش (مشركين مكه) نيروى نظامى خود را كه متشكل از انصار و مهاجر بودند سازندهى كرد و با افسران خود درباره نحوه نبرد و محل درگيرى و جنگ به مشورت پرداخت

و فرمود : «اشيروا الى ايّها النّاس » نظر و رأى خود را درباره نبرد با قريش را بيان كنيد آيا به حركت خود ادامه دهيم تا در هر منطقه كه با دشمن رو در رو شديم در همان محل به جنگ بپردازيم و يا محل خاصى را براى جنگ انتخاب كنيم و يا به مدينه باز گرديم.

 

يكى از افسران به نام مقداد برخاست و گفت اى رسول خدا : قلب ما با تو است اگر به جهاد روى ما هم با تو همراهيم .افسر ديگرى به نام سعد بن معاذ برخاست و گفت : اى پيامبر (ص) اگر وارد درياى احمر شوى ما نيز پشت
سر شما وارد مى‏شويم و از پيروى شما سرباز نمى‏زنيم سخنان اين دو، مورد تاييد قرار گرفت و تصميم پيامبر (ص) را قطعى ساخت.
حضرت به وسيله شورى روحيه افسران و قدرت روحى سربازان خود را بدست آورد فوراً دستور حركت صادر نمود .
 
« جـنگ احـــد »

 

در جنگ «احد» هنگامى كه خبر حركت نيروهاى مشركين براى نبرد با مسلمانان و گرفتن انتقام گشته شده‏گان جنگ «بدر» را به سوى مدينه به پيامبر اكرم (ص) رسيد. ايشان فرماندهان سپاه اسلام را به شور دعوت كرد و در
خصوص نحوه و محل نبرد با آنان مشورت كرد و به آن‏ها فرمود: آراى خود را بر من بگوئيد دو شيوه در جلسه شورى طرح شد.
یكم . شيوه حفاظت از دژ و قلعه و چينش نيروها در گذرگاه‏ها و راه‏هاى نفوذ و برج‏هاى نگهبانى و حمله از سطح بالا به پايين. دوم . كليه نيروها از شهر مدينه خارج شوند منطقه‏اى نيروها را متمركز و سازماندهى نمايند. پس از شور اكثراً
طرح دوم را پيشنهاد كردند كه پيامبر هم نظريه شورا را پذيرفت و سپاه را براى نبردى تنگ و تنگ به كنار كوه احد برد و پس از آرايش نظامى به نبرد با قريش پرداخت.
 
« جـنگ احـزاب (خندق) »

در جنگ «احزاب»، (خندق) سپاه عرب كه از نقاط مختلف عربستان براى نبرد با مسلمانان گردهم آمدند و براى نبردى سخت و با انگيزه تسخير شهر مدينه به سوى اين شهر حركت كردند خبر به رسول الله رسيد
پيامبر(ص) در خصوص شيوه مبارزه، با ياران مشورت كرد افسران ارشد پيشنهادهائى ارائه نمودند كه بالاخره پيامبر نظريه سلمان فارسى افسر دلاور ايرانى را پذيرفت سلمان فارسى پيشنهاد داده بود كه نقاط آسيب پذير
مدينه شناسائى شود و همان نقطه خندقى به پهنا و عمق سه متر كنده شود و در طول خندق برج‏هاى بلند با فاصله‏هاى كم ساخته شود و سربازان در داخل اين برج‏ها و سنگرها قرار گيرند و مانع نفوذ دشمن به داخل
مدينه شوند و از موقعيتى برتر با مشركين مبارزه كنند . نيروهاى اسلام مدت 25 روز با تلاش و كوشش فراوان كار كندن خندق را به پايان رساندند ، سپاه كفر با
امكانات ، تسليحات و تجهيزان نظامى وارد منطقه شد و قصد داشت تا از مناطق آسيب پذير وارد شهر شود كه با خندق رو برو شد و پشت خندق زمين گير شد و با يك ماه توقف و با دادن چند كشته همانند عمربن عبدود با
شرم سارى و سرافكندى هر چه تمامتر به سوى مناطق خود بازگشتند.

 
« تسخيـر دژ خـيبر »

سپاه اسلام براى تسخير دژ خيبر راهى منطقه شد و در نقطه‏اى كه پيامبر(ص) تعيين فرموده بود مستقر شدند يكى از سربازان سپاه اسلام بنام «حباب بن منذر» كه با وضعيت منطقه از نظر سوق الجيشى كاملاً آشنا
بود به حضور پيامبر اكرم (ص) رسيد و گفت : هرگاه فرود آمدن در اين نقطه به فرمان خد است من كوچكترين سخنى ندارم و اگر از موضوعاتى است كه مى‏توان در آن نظر داد من اين نقطه را براى مركزيت سپاه صلاح
نمى‏دانم. زيرا اين محل زير ديد مستقيم دشمن است و دشمن از دژ «نسطاة» كاملاً به اين منطقه مسلط است و تيراندازان دژ مى‏توانند قلب لشكر را نشانه گيرند.
پيامبر (ص) فرمود اگر نقطه بهترى را معرفى كرديد، ما آنجا را اردوگاه خود قرار مى‏دهيم . سپاهيان اسلام به بررسى منطقه پرداختند و نقطه‏اى كه پشت نخلستان بود محل مناسب‏ترى را انتخاب كردند و اردوگاه سپاه
اسلام را به آن محل منتقل كردند.

کتاب ها و تالیفات