پیام مقام معظم رهبری به ملت شریف ایران در چهلمین روز ارتحال امام خمینى (ره)

150بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌

اولئك كتب فى قلوبهم الایمان و ايّدهم بروح منه و یدخلهم جنّات تجرى من تحتها الانهار خالدین فیها رضى اللَّه عنهم و رضوا عنه اولئك حزب اللَّه الا انّ حزب اللَّه هم‌المفلحون(1)
اكنون چهل روز از مصیبت بزرگ جهان اسلام مى‌گذرد. چهل روز است كه امام ما - روح خدا و نفس مزكّى - احرام پوشیده، به میقات رفته و در بحر وحدانیت حق، مأوى گرفته و بزم ملكوتیان را به حضور خود آراسته است.


چهل روز است كه آن پدر مهربان و معلم دلسوز و قافله‌سالار آگاه، فرزندان و مریدان و رهروان را تنها گذاشته و چون جان شیرین، پیكر امت اسلامى را ترك گفته است. امت اسلامى در همه جاى جهان، چهل روز است كه سرود غم مى‌سراید و از این فقدان بزرگ مى‌نالد.
ملت ایران، همچون صاحب‌عزاى داغدارى كه سوز مصیبت هرچند تا مغز استخوان او اثر مى‌كند، اما او را از وظایف بزرگش غافل نمى‌سازد. در این چهل روز، سوخت و گریست و ناله زد؛ اما گردنِ افراشته و چهره‌ى امیدوار و دست و بازوى توانا و اراده‌ى پولادین خود را نیز نشان داد و دوست و دشمن را به تحسین وادار ساخت.
این ملت باوفا و سرشار از صدق و صفا، با همه‌ى وجود از امام خود تجلیل كرد، و با همه‌ى توان به عزادارى او كمربست، و با هزاران بیان در فراق او شكوه سر كرد. اما با این همه، هنوز هیچ بیانى نتوانسته عظمت امام و عظمت حادثه‌ى فقدان او را باز گوید، و هنوز هیچ زبان گویایى نتوانسته مرثیه‌ى او را بسراید.
پیش از این، در هر مصیبتى ما به او پناه مى‌بردیم، و او وزن و مقدار آن را در بیان خود به ما مى‌فهماند، و هم او ما را تسلا مى‌داد: شهادت مطهرى، درگذشت طالقانى، شهادت شهداى محراب، فاجعه‌ى هفتم تیر و هشتم شهریور، و پیش از آنها، پانزده خرداد و هفده شهریور و دیگر مصایب ... ؛ اما امروز كجاست آن میزان عظیم، كه وزن و مقدار این مصیبت را بسنجد، و كیست آن دریادلى كه جویبارهاى خروشان و آشفته‌ى ما را در سینه‌ى پُرعمق خود، به سكینه و اطمینان نایل سازد؟ مگر به حضرت بقیةاللَّه(ارواحنافداه) ملتجى شویم و به او تسلیت گوییم و از او تسلا جوییم.
براى تبیین شخصیت اماممان - آن انسان والا و آن مسلمان وارسته - بهتر از آن نیست كه به قرآن پناه بریم و او را در لابلاى آیه‌هاى هدایتگر آن، كه به توصیف بندگان صالح خدا پرداخته است، باز جوییم:
او با جهاد و هجرت كه مؤمنان را در حیطه‌ى ولایت الهى قرار مى‌دهد، مصداق: «انّ الّذین امنوا و هاجروا و جاهدوا باموالهم و انفسهم فى سبیل اللَّه»(2) شد. او با استقبال از خطر و جان بركف گرفتن در راه خدا، در زمره‌ى كسانى درآمد كه ستایش الهى: «و من النّاس من یشرى نفسه ابتغاء مرضات اللَّه»(3) در وصف آنان سروده شده است. او با قیام تاریخیش در راه خدا و تلاش بى‌نظیرش براى اقامه‌ى قسط و عدل و نجات مستضعفان از ظلم و تبعیض، پاسخى افتخارانگیز به نداى: «كونوا قوّامین للَّه»(4) و «كونوا قوّامین بالقسط»(5) داد. او خشم و برائت نسبت به مشركین و كفار عنود، و عطوفت و مودت نسبت به مسلمانان سراسر جهان را مصداق كاملى از: «اشدّاء على الكفّار رحماء بینهم»(6) ساخت. او با مناجات و تهجد و تضرع مخلصانه، در سلك: «عسى ان یبعثك ربّك مقاما محمودا»(7) درآمد. او آمر به معروف و ناهى از منكر و مجاهد فى‌سبیل‌اللَّه بود. او با قطع هر پیوندى كه با پیوند محبت حق و فناى در حق ناسازگار بود، مصداق: «رضى اللَّه عنهم و رضوا عنه اولئك حزب اللَّه الا انّ حزب‌اللَّه هم المفلحون»(8) گردید.
او با عمرى كه روزها و ساعتها و لحظه‌هایش با مراقبه و محاسبه سپرى مى‌شد، صدها آیه‌ى قرآن را كه در توصیف مخلصین و متقین و صالحین است، مجسم و عینى ساخت. او قرآن را نه فقط در محیط زندگى جامعه و با تشكیل جامعه‌ى اسلامى، بلكه در نفس خود و زندگى خود تحقق بخشید.
او، آن روح‌اللَّه بود كه با عصا و ید بیضاى موسوى و بیان و فرقان مصطفوى، به نجات مظلومان كمر بست؛ تخت فرعونهاى زمان را لرزاند و دل مستضعفان را به نور امید روشن ساخت. او به انسانها كرامت، و به مؤمنان عزت، و به مسلمانان قوّت و شوكت، و به دنیاى مادّى و بى‌روح معنویت، و به جهان اسلام حركت، و به مبارزان و مجاهدان فى‌سبیل‌اللَّه شهامت و شهادت داد.
او بتها را شكست و باورهاى شرك‌آلود را زدود. او به همه فهماند كه انسان كامل شدن، على‌وار زیستن و تا نزدیكى مرزهاى عصمت پیش رفتن، افسانه نیست. او به ملتها نیز فهماند كه قوى شدن و بند اسارت گسستن و پنجه در پنجه‌ى سلطه‌گران انداختن، ممكن است. لمعات قرب حق را صاحبان بصیرت در چهره‌ى منور او دیدند و طعم برّ الهى را كه در حیات و ممات بر او مى‌بارید، همه چشیدند. دعاى او مستجاب شد كه مى‌گفت: «الهى لم یزل برّك علىّ ایام حیاتى، فلاتقطع برّك عنّى فى مماتى»(9).
با رحلت خود، انقلابى دیگر برپا كرد. ... ده میلیون دل بى‌قرار را بر جنازه‌ى خود گرد آورد و صدها میلیون را در سراسر جهان در غم خود عزادار كرد. همان‌طور كه در زندگیش تختهاى فرعونى را لرزانده بود، با مرگ خود نیز خواب و خیال باطل را از چشم دشمنان ربود.
از این پس دنیا شاهد شكوفایى روزافزون خمینى كبیر خواهد بود. نهالى كه او نشانده و بذرى كه او پاشیده، همان كلمه‌ى طیبه‌یى است كه: «اصلها ثابت و فرعها فى السّماء تؤتى اكلها كلّ حین باذن ربّها»(10).
بارى، خمینى عزیز ما را كیست كه نشناسد؟ و كیست كه بشایستگى بشناسد؟ الفاظ من را تحمل آن نیست كه آن حقیقت فاخر و آن گوهر نفیس را در خود بگنجاند، و قلم قاصر این‌جانب ناتوان‌تر از آن است كه سوداى ترسیم آن چهره‌ى ملكوتى را بپروراند. بهتر آن‌كه عنان قلم دركشم و یك بار دیگر این مصیبت بزرگ و جانكاه و این غم فراموش‌نشدنى را به حضرت بقیةاللَّه(ارواحنالتراب‌مقدمه‌الفداء) و بیت معظم ایشان، مخصوصاً به یادگار عزیز و یگانه و نور چشم اعزّ ایشان - جناب حجةالاسلام آقاى حاج سيّد احمد آقا - و به خانواده‌هاى شهدا و اسرا و جانبازان و مفقودین و به عموم ملت ایران و به امت بزرگ اسلامى تسلیت عرض كنم و تذكراً امورى را به عرض ملت عزیز برسانم:
1) قلم و بیان این‌جانب قاصر از آن است كه از عموم ملت به خاطر عزادارى مخلصانه و فداكارانه‌شان در طول چهل روز عزاى عمومى، تشكر كنم. شما ملت بزرگ ایران، درس وفادارى جاودانه‌یى را در تاریخ به ثبت رساندید و اوج اخلاص و صفایى را كه از امت قدردانى نسبت به امام و مصلح و منجى بزرگى انتظار مى‌رود، نشان دادید. شما به دوستان جمهورى اسلامى امید بخشیدید و در كام دشمنان، شرنگ یأس و تلخكامى ریختید. شما پایه‌هاى حكومت اسلامى را مستحكم ساختید و دل بدخواهان را لرزاندید. شما ملائكةاللَّه را به ستایش ایمان و اخلاص خود واداشتید و جان پلید شیاطین را آماج شهاب اراده‌ى قهرآمیز خود قرار دادید. رحمت الهى و رضاى ولىّ‌اللَّه‌الاعظم(ارواحنافداه) و دعاى ملكوتى امام عزیزمان شامل حال شما باد.
2) پایان یافتن عزاى رسمى، به معناى پایان یافتن درد و داغ ملت ایران در این سوگ بزرگ نیست. یاد جاودانه‌ى امام كبیر ما، هم با خاطره‌هاى شیرین حیات بابركت او، و هم با غم فقدان تسلاناپذیر او، همواره همراه خواهد بود. با این‌همه، من با تشكر مجدد و با تبریك عید سعید قربان كه خاطره‌ى غم‌انگیز محرومیت از حج را بار دیگر زنده مى‌سازد و فریاد ملت ما در برائت از كفار مستكبر و عمال مرتجع آنان را رساتر مى‌سازد، از عموم ملت ایران مى‌خواهم كه رخت عزا از تن بركنده و جامه‌ى كار و تلاش و جد و جهد به تن كنند و با توان و نیروى جدیدى كه تجسم لطف خدا بر امام ما در ممات اوست، به سمت هدفهاى او پیش روند. حركت به سمت هدفهاى امام و انقلاب و تأمین عمران و آبادى و عدالت اجتماعى و حفظ مواضع انقلابى و ساختن كشورى نمونه، كار و تلاش و جد و جهد مى‌طلبد.
امام ما بر مصیبتها فایق مى‌آمد و در همه حال و حتّى در سنین كهولت، از كار و تلاش دست نمى‌كشید. غلبه بر مشكلات و شكست دادن توطئه‌ى دشمنان، تنها با حركت دسته‌جمعى مردم و همكارى آنان با مسؤولان كشور و حضور قوى و پُرنشاط آنان در صحنه، میسر خواهد شد.
شما ملت عزیز، این‌همه را در طول ده‌سال‌ونیم پس از پیروزى انقلاب تأمین كرده‌اید و از این پس بیش از گذشته باید تأمین كنید. دست خدا با شما و دعاى ولىّ‌عصر(ارواحنافداه) بدرقه‌ى راهتان باد.
3) مصیبت فقدان امام عزیزمان دلها را گداخت و بسى غشها و ناخالصیها را سوزاند؛ جانها را به هم نزدیك، و یخهاى كدورت و حصارهاى دوگانگى را ذوب كرد و وحدت كلمه‌یى بى‌نظیر به وجود آورد. وظیفه‌ى یكایك آحاد ملت، مخصوصاً گویندگان و نویسندگان، بالاخص كسانى كه از تریبونهاى عمومى استفاده مى‌كنند، آن است كه ضمن تجلیل از این وحدت عمومى، همگان را به پاسدارى از آن تشویق كنند.
وحدت عمومى، به معناى گرد آمدن صاحبان سلیقه‌ها و روشهاى گوناگون بر گرد محور اسلام، خط امام و ولایت فقیه است. این، همان اعتصام به «حبل‌اللَّه» است كه عموم مسلمین بدان مكلف گشته‌اند؛ و این، آن اسم اعظمى است كه همه‌ى گرهها را باز، و همه‌ى موانع را برطرف، و همه‌ى شیاطین را مغلوب مى‌كند.
اعمال و گفتار تفرقه‌انگیز و دلسردكننده از هر كسى صادر شود، خیانت به امام و اسلام است. از حضرات نمایندگان محترم مجلس شوراى اسلامى، ائمه‌ى محترم جمعه، گویندگان مذهبى و رسانه‌هاى عمومى تقاضا مى‌كنم همگان را به این وظیفه‌ى انقلابى توجه دهند؛ و البته ضمانت اصلى براى این كار، آحاد مردم حزب‌اللَّه‌اند كه با مشاهده‌ى تخلف از این وظیفه‌ى الهى، موظف به نهى ازمنكر و اعراض از متخلفین مى‌باشند.
4) در آستانه‌ى همه‌پرسى قانون اساسى و انتخابات ریاست جمهورى، از عموم ملت تقاضا مى‌كنم كه با شركت در این دو امر، یك بار دیگر مشتى محكم بر دهان یاوه‌گویان و بدخواهان بزنند و دشمن را مأیوس كنند. انتخاب فرد اصلح و داراى تقوا و تدبیر براى مقام مهم ریاست جمهورى - كه در قانون اساسى جدید، داراى اختیارات وسیع در اداره‌ى كشور است - وظیفه‌یى شرعى و عقلى و انقلابى است، و كوتاهى در این امر یا در حضور در پاى صندوقهاى رأى، خسارتهاى جبران‌ناپذیرى به بار خواهد آورد. حضور شما، پایه‌هاى انقلاب را محكم مى‌كند و به مدیران آینده‌ى كشور، جرأت و قدرت كار مى‌بخشد و آینده را تضمین مى‌كند.
این‌جانب، به خواست خداوند در روز ششم مرداد ماه به پاى صندوق خواهم رفت و به اصلاحات قانون اساسى و به ریاست جمهورى رأى خواهم داد و از عموم ملت عزیز نیز انتظار دارم چنین كنند.
5) شعایر اسلامى و مساجد و نمازهاى جمعه و عزاداریها، از جمله عواملى است كه در پیروزى انقلاب و تداوم آن، نقش تعیین‌كننده‌یى داشته است. ملتهاى مسلمان اكنون در همه جاى عالم، با بهره‌گیرى از تجربه‌ى ملت ایران، به مساجد و شعایر دینى اهتمام خاصى نشان مى‌دهند. نهضت فلسطین و بسى نهضتهاى دیگر، امروزه از مساجد و نمازهاى جمعه و جماعت، نیرو و توان مى‌گیرد. سزاوار است كه ملت عزیز ایران، نقش این شعایر را همواره به یاد داشته باشد.
این‌جانب همه‌ى مردم - بخصوص جوانان - را به پُر كردن مساجد و حضور در نمازهاى جمعه و جماعت و گرم نگهداشتن مراسم عزادارى سالار شهیدان حسین‌بن‌على(ع) توصیه مى‌كنم. البته روح و مضمون حقیقى این شعایر و مراسم باید به طور شایسته حفظ شود و معنویت و توجه و فراگیرى بر آن حاكم باشد. حضرات ائمه‌ى محترم جمعه و جماعات و گویندگان مذهبى نیز تا سرحد امكان باید براى پُربار كردن و محتوا بخشیدن به این مراسم تلاش كنند و این كانونهاى معنویت و صفا را گرم نگهدارند.
6) در این مرحله از انقلاب، هدف عمده عبارت است از ساختن كشورى نمونه كه در آن، رفاه مادّى همراه با عدالت اجتماعى و توأم با روحیه و آرمان انقلابى، با برخوردارى از ارزشهاى اخلاقى اسلام تأمین شود. هریك از این چهار ركن اصلى، ضعیف یا مورد غفلت باشد، بقاى انقلاب و عبور آن از مراحل گوناگون ممكن نخواهد شد.
رفاه مادّى، به معناى ترویج روحیه‌ى مصرف‌گرایى نیست - كه خود، یكى از سوغاتهاى شوم فرهنگ غرب است - بلكه بدین معنى است كه كشور از نظر آبادى و عمران، استخراج معادن و استفاده از منابع طبیعى، تأمین سلامت و بهداشت جامعه، رونق اقتصادى و رواج تولید و تجارت، با تكیه بر استعدادهاى ذاتى نیروهاى انسانى خودى، به حد قابل قبول برسد و علم و فرهنگ و تحقیق و تجربه همگانى شود و نشانه‌هاى فقر و عقب‌افتادگى رخت بربندد.
عدالت اجتماعى، بدین معنى است كه فاصله‌ى ژرف میان طبقات و برخورداریهاى نابحق و محرومیتها از میان برود و مستضعفان و پابرهنگان كه همواره مطمئنترین و وفادارترین مدافعان انقلابند، احساس و مشاهده كنند كه به سمت رفع محرومیت، حركتى جدى و صادقانه انجام مى‌گیرد. با قوانین لازم و تأمین امنیت قضایى در كشور، بساط تجاوز و تعدى به حقوق مظلومان و دست‌اندازى به حیطه‌ى مشروع زندگى مردم جمع شود. همه‌كس احساس كند كه در برابر ظلم و تعدى مى‌تواند به ملجأ مطمئن پناه برد، و همه كس بداند كه با كار و تلاش خود خواهد توانست زندگى مطلوبى فراهم آورد.
روحیه و آرمان انقلابى، بدین معنى است كه میل به زندگى راحت و مرفه، جامعه و مسؤولان را به سازشكارى و تسلیم در برابر زورگویى قدرتهاى جهانى و غفلت از توطئه‌ى استكبار و بى‌اعتنایى به پیام جهانى انقلاب نكشاند. آن روزى كه خداى نخواسته جمهورى اسلامى، رفاه و آبادى را هدف عمده‌ى خویش قرار داده و در این راه حاضر به چشم‌پوشى از آرمانهاى انقلابى و جهانى و فراموشى از پیام جهانى انقلاب شود، روز انحطاط و زوال همه‌ى امیدها خواهد بود؛ و خدا چنین روزى را ان‌شاءاللَّه هرگز نخواهد آورد. بى‌شك، ملت ایران براى دفاع از اسلام عزیز و استقلال ملى آماده است كه همه چیز خود را فدا كند.
برخوردارى از ارزشهاى اخلاقى اسلام بدین معنى است كه روح فضیلت و پرهیزكارى و وارستگى و بردبارى و اجتناب از شهواتِ ممنوع و دورى از حرص و آز و دنیاطلبى و حق‌كشى و نامردمى و مال‌اندوزى و روى‌آوردن به خلوص و پاكى و پارسایى و دیگر خصلتهاى اخلاقى در جامعه رواج یابد و به صورت ارزشهاى اصلى به حساب آید.
بر این چهار ستون اصلى است كه جامعه‌ى رو به رشد اسلامى شكل مى‌گیرد و قوام و استحكام مى‌یابد و استعدادها شكوفا و سرچشمه‌هاى نیكى و بهروزى جوشان مى‌شود و جامعه‌ى اسلامى الگوى جذابى براى همه‌ى ملتها مى‌گردد.
7) به همان اندازه كه ملت ایران به ساختن و پرداختن كشور و جامعه‌ى خود مشتاق است، دشمنان از آن هراسان و نسبت به آن خشمگینند. آنها نیز مى‌دانند كه توفیق ملت ایران در بناى جامعه‌یى آباد و برخوردار از خیرات مادّى و معنوى، مشوق دیگر ملتها به پیمودن راه این ملت بزرگ خواهد شد، و این به معناى خط بطلان كشیدن بر مطامع استعمارى و استكبارى قدرتهاى جهانى است. این‌جاست كه داستان طولانى و پُرماجراى توطئه‌هاى استكبار در مقابله با جمهورى اسلامى آغاز مى‌شود. جنگ تحمیلى، محاصره‌ى اقتصادى، دروغ‌پراكنى دایمى در رسانه‌هاى جهانى وابسته به استكبار و ارتجاع و صهیونیسم، حمایت از ضدانقلاب - از چپ افراطى تا راست افراطى، و منافقین روسیاه و امثال آن - همه به خاطر این بود كه ملت انقلابى ما را از رسیدن به آن آینده‌ى روشن باز دارند.
در آینده نیز توطئه خواهد بود. اگرچه احتمال تهاجم نظامى بسیار ضعیف مى‌نماید، اما توطئه‌هاى سیاسى و شایعه‌پراكنى و تلاش براى دلسرد كردن مردم و جنگ روانى و كارشكنیهاى گوناگون، محتمل است. ملت ما باید كاملاً هشیار و بانشاط، هر توطئه‌یى را با قدرت و صلابت خود خنثى كند و بخصوص مراقب نفوذیهاى دشمن و شایعه‌پراكنان و خناسان پنهان و آشكار باشد.
8) شایسته است كه قشرهاى گوناگون جامعه، بویژه قشرهاى حساس مؤثر، با دقت و تأمل، وظیفه‌ى خاصى را كه در این برهه‌ى خاص برعهده‌ى آنان است، شناخته و با قصد قربت و به‌مثابه‌ى عبادتى بزرگ، آن را انجام دهند.
شایسته است كه علماى اعلام و ائمه‌ى محترم جمعه و جماعت و خطبا و مبلّغین، با نفوذ كلمه‌ى خود در اقشار مختلف، تقوا و توكل و صبر و مجاهدت را به مردم توصیه كرده، همگان را در برابر مكر و خدعه‌ى دشمنان هوشیار سازند و وظیفه‌ى اسلامى و انقلابىِ دفاع از جمهورى اسلامى را، همواره در یاد آنان زنده نگهدارند.
طلاب علوم دینى در كنار تحصیل و فراگیرى فن اجتهاد و فقاهت - در همان گستره‌ى وسیعى كه امام عالى‌قدرمان براى اجتهاد ترسیم مى‌كرد - با تهذیب نفس و قدرت فهم سیاسى، در همه‌ى صحنه‌هایى كه انقلاب نیاز به آنها دارد، حضور یافته، با زبان و عمل، وظایف خود را انجام دهند.
دانشجویان و دانش‌آموزان، فریضه‌ى آموزش علم را با كسب مهارت و تجربه توأم ساخته و چنان كه شأن آنان است، به مثابه‌ى پیشاهنگ حركتهاى انقلابى، در سمت هدفهاى والاى اسلام و در مقابله با توطئه‌هاى استكبار جهانى و مثلث امریكا، صهیونیسم و ارتجاع، مجاهدتى جانانه كنند.
اساتید و مدیران مراكز آموزشى و تحقیقاتى، در كنار اهتمام بلیغ نسبت به ارتقاى سطح دانش و پژوهش - كه پایه‌ى اصلى رشد و توسعه‌ى كشور محسوب مى‌گردد - بر اسلامى كردن محیط آموزش و زدودن آثار سوء فرهنگ وارداتى و تقویت بنیه‌ى دینى و سیاسى دانشجویان و دانش‌آموزان - كه امیدهاى آینده‌ى كشورند - همت گمارند و با برنامه‌هاى ابتكارى و ضربتى، ریشه‌كن ساختن بى‌سوادى و گسترش دانش در سطح جامعه را، چون هدفى مقدس تعقیب كنند.
كشاورزان و روستاییان، كار خود را كه اصلیترین پایه‌ى خودكفایى كشور است - یعنى تهیه و تأمین موادغذایى - قدر دانسته، افزایش محصول و بهبود كیفیت آن را هدف خود قرار دهند و وابستگى كشور به مواد غذایى وارداتى را به صفر برسانند.
كارگران و عناصر فنى، كیفیت صنعتى را تا آن‌جا كه به دقت و دلسوزى در كار مربوط است، بالابرده، با روح ابتكار و اعتماد به نفس، نیاز كشور به محصولات و دانش فنى بیگانگان را كاهش دهند و پایه‌هاى صنعت اصیل و ملى را استوار سازند و موجب شوند كه مصرف كنندگان به محصولات داخلى اطمینان و علاقه پیدا كنند. همچنین راه به سمت صنعت پیشرفته و پیچیده را باز كنند و نشان دهند كه استعداد و ابتكار ایرانى قادر است كشور را - حتّى در صنایع پیشرفته - از دیگران بى‌نیاز سازد.
كسبه و پیشه‌وران، امانت و قناعت را پیشه كنند؛ به سود كم اكتفا نمایند و از كسانى كه به خاطر سودجویى، از روشهاى غیراسلامى استفاده مى‌كنند و بر مردم فشار وارد مى‌سازند، بشدت تبرّى جسته و براى مقابله با آنان، در كنار دستگاههاى دولتى و قضایى قرار گیرند.
هنرمندان، زبان رساى هنر را در خدمت انقلاب و اسلام - كه عزیزترین سرمایه‌ى مردم است - به‌كار گیرند و این عطیه‌ى الهى را صرف تعالى افكار مردم كنند و هنر را از آمیزش با مظاهر زیانبار فرهنگ بیگانه رها سازند. هنر را با حفظ تعالى آن به میان مردم برند و در ذهن و دل آنان وارد كنند و از شكل كالاى تجملى و مخصوص گروهى خاص خارج سازند.
نویسندگان و گردانندگان مطبوعات، هدایت افكار جامعه و تلاش براى اعتلاء و ارتقاى آن را وظیفه‌ى بزرگ خود دانسته، فضاى ذهنى جامعه را با طرح مسایل مهم جهانى و داخلى و افشاى خدعه‌هاى نظام سلطه‌ى بین‌المللى روشن سازند و امانت و صداقت معلمى دلسوز را، فریضه‌ى تخلف‌ناپذیر خود شمارند و از طرح موضوعات تفرقه‌انگیز یا دلسردكننده اجتناب ورزند.
ارتش جمهورى اسلامى و سپاه پاسداران انقلاب اسلامى - كه بازوان مسلح ملت براى دفاع از انقلاب و حفظ مرزهاى كشورند - آمادگیهاى خود را از لحاظ آموزش، تجهیزات و سازماندهى و انضباط افزایش داده، همواره دو سازمان برادر و مكمل یكدیگر باشند؛ و بسیج مستضعفین كه همیشه مورد تحسین و رضایت امام عزیزمان بود، زیر نظر و مدیریت سپاه، به استحكام تشكیلات و سازماندهى خود بیش از پیش اهتمام ورزد.
نهادهاى انقلابى كه از آغاز نقش مؤثرى در حراست از دستاوردهاى انقلاب داشته‌اند - چه آنها كه در قالب سازمانها و تشكیلات تولیدى و خدماتى و تبلیغاتى خدمت مى‌كنند، و چه انجمنهاى اسلامى كه در همه‌جا پرچمدار ارزشهاى انقلابى مى‌باشند - روحیه‌ى انقلابى را با نظم و انضباط دقیق و توأم با سعه‌ى صدر به كار گرفته، بدون تخطى از وظایف خود، راه و رسم دفاع از انقلاب را زنده نگهدارند.
مأموران و كارگزاران نظام - چه در قوّه‌ى مجریه و چه در قوّه‌ى قضاییه - خود را مظهر تدبیر و امانت و خدمتگزارى نظام بدانند و دلسوزانه و صادقانه، در خدمت به مردم بكوشند و با احترام مؤكد به قانون، نمونه‌هاى بارز درستكارى و خلوص را به مردم نشان دهند و بدانند كه خدمت به این مردم فداكار، عبادتى بزرگ و افتخارى ابدى است.
9) بانوان در پیروزى و تداوم انقلاب و در مقابله با حوادث بزرگ دوران دهساله، یكى از بارزترین و درخشانترین نقشها را داشته‌اند.امام فقید بزرگوار ما، با توجه به این نقش حساس بود كه در ستایش زنان جمهورى اسلامى، بارها لب به سخن گشوده و یادگارهاى ارزنده‌یى از قضاوت خود در این مورد براى نسلهاى آینده به جاى نهاده است.
به طور حتم، اگر بانوان كشور ما این حضور فداكارانه و مواج از آگاهى و اراده و ایثار را از خود نشان نمى‌دادند، سرنوشت انقلاب و جمهورى اسلامى چیز دیگرى مى‌بود و هرگز این توفیقات بزرگ تاریخى - نه در پیروزى انقلاب و نه در حوادث بعد از آن - به دست نمى‌آمد. نقش زنان در انقلاب، ثابت كرد كه زن در سایه‌ى ایمان و آگاهى و به دور از منجلاب فسادى كه دنیاى غرب براى او درست كرده است، مى‌تواند نقش اول را در تحولات تاریخى و جهانى ایفا كند. ثابت كرد كه افتخار و عظمت زن، در چیزهایى كه دستهاى آلوده‌ى صهیونیسم براى او در دنیاى منحط كنونى فراهم آورده، نیست؛ بلكه زن در سایه‌ى طهارت و عفت و احساس مسؤولیت است كه مى‌تواند دوشادوش مردان و در مواردى جلوتر از آنان، گام بردارد.
بانوان در نظام جمهورى اسلامى باید قدر عظمتى را كه اسلام به آنان داده است، بدانند. دام مصرف‌زدگى را كه سرمایه‌داران چپاولگر جهانى بر گرد زن امروز دنیا تنیده‌اند، كاملاً بدرند و ضدارزشهاى فرهنگ غربى، مانند برهنگى و معاشرت بى‌بندوبار با مردان و آلودگى به انواع فسادها را كه در كشورهاى پیشرفته و غالب كشورهاى عقب افتاده برزندگى زنان حاكم است، به چشم تحقیر و نفرت بنگرند و بدانند كه امروز زن ایرانى كه در صحنه‌هاى سیاست و كار و در میدانهاى انقلاب با تقوا و پاكدامنى حضور دارد، برترین زنان دنیاست، و این را مردان و زنان منصف و حق‌بین در همه جاى جهان تصدیق مى‌كنند.
10) آخرین مطلب، درباره‌ى بازسازى است. این‌جانب به طور قاطع به ملت عزیز عرض مى‌كنم كه اهمیت بازسازى در امروز، كمتر از اهمیت جنگ در دوران هشت‌ساله‌ى گذشته نیست؛ و همان‌طور كه همت و اراده و مشاركت مردم در جنگ داراى نقشى بزرگ و بسیار مؤثر بود، امروز نیز همكارى و حضور و مشاركت مردم مى‌تواند نقش مهمى را در بازسازى ایفا كند. دشمنان در كار بازسازى نیز مانند جنگ كارشكنى و دشمنى خواهند كرد؛ اما اراده‌ى انقلابى مردم مى‌تواند توطئه‌ى دشمنان را خنثى كند.
در بازسازى، حضور و شركت فعال نیروهاى انقلابى یقیناً خواهد توانست كارهاى دشوار را آسان و مدتهاى طولانى را به زمانهاى كوتاه مبدل سازد. عشق و صمیمیت قادر به انجام كارهایى است كه سرپنجه‌ى تدبیر گاه از انجام آن ناتوان است. شایسته است مسؤولان دولتى با سازماندهى نیروهاى انقلابى و مردمى و جهت دادن به كار و سرمایه و ابتكار مردم، بازسازى را به مرحله‌ى تحقق برسانند و موانع را از سر راه مشاركت فكرى و مالى و كارى مردم برطرف سازند.
در خاتمه، بار دیگر به مناسبت چهلمین روز ارتحال امام بزرگوار و عظیم‌الشأن و پایان عزاى عمومى چهل‌روزه، به ملت عزیز تسلیت عرض مى‌كنم و توفیق و صبر و اجر براى همگان مسألت مى‌نمایم. همچنین عید سعید قربان را به عموم ملت تبریك مى‌گویم و ضمن تشكر از گروهها و آحاد مردم و مسؤولان و دستگاههاى دولتى و نهادهاى انقلابى كه با پیامهاى خود، نسبت به این‌جانب ابراز محبت و صمیمیت نموده‌اند، از همگان درخواست مى‌كنم از ارسال پیام تسلیت و تبریك خوددارى فرمایند و از روزنامه‌ها - ضمن تشكر - جداً مى‌خواهم كه از فردا پیام تسلیت و تبریك خطاب به این‌جانب را درج ننمایند.
والسّلام علیكم و رحمةاللَّه و بركاته - 23/04/68 - دهم ذیحجه هزار و چهارصد و نه - سيّد على حسینى خامنه‌اى‌
پی‌نوشت‌ها:
1) مجادله: 22
2) انفال: 72
3) بقره: 207
4) مائده: 8
5) نساء: 135
6) فتح: 29
7) اسراء: 79
8) مجادله: 22
9) مفاتیح‌الجنان، مناجات شعبانیه‌
10) ابراهیم: 24 و 25


منبع: پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی سیدعلی خامنه‌ای

کتاب ها و تالیفات